ارديبهشت ماه سال 1383 بود كه مديركل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي اعلام كرد؛ زنان خياباني كه دوران بازپروري را بگذرانند، وام اشتغال مي گيرند، البته اين طرح از دو سال قبل به طور آزمايشي شروع شده بود و به زنان خياباني كه در اين مدت به حرفه آموزي در مراكز بهزيستي پرداخته اند، وام خوداشتغالي تعلق گرفت.
مبلغ اين وام، بين يك تا سه ميليون اعلام شده، اما سوال اين جاست كه سازمان بهزيستي چقدر نيرو دارد كه بتواند اين زنان را زيرنظر گرفته و از بازگشت آنها به زندگي عادي مطمئن شود و بعد چنين وامي را در اختيار آنها قرار دهد، حتي دويست زن خياباني كه تحت بازپروري بهزيستي قرار گرفته اند و وام خوداشتغالي را دريافت كرده اند نيز معلوم نيست براي بازپرداخت وام مجبور به بازگشت نشده باشند!
اين درحالي است كه آمارها از افزايش ده تا پانزده درصدي زنان خياباني خبر مي دهد، البته آمار رسمي تعداد زنان خياباني را چهار هزار نفر اعلام كرده كه اين آمار مربوط به سال 83 است و سازمان بهزيستي، هنوز آمار جديدي از اين زنان اعلام نكرده است.
سازمان بهزيستي اعلام كرده است كه براي نگهداري زنان خياباني، هفده مركز در استان هاي مختلف كشور، راه اندازي شده است و البته در برخي از استان ها نيز به دليل اين كه ساماندهي زنان خياباني را غيراخلاقي مي دانند با مخالفت هاي شديد، مانع از راه اندازي اين مراكز شده اند. معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي، درباره طرح ساماندهي زنان خياباني و اعطاي وام به اين افراد مي گويد: طي آخرين تصميم سازمان بهزيستي و براي اطمينان خاطر، وام خوداشتغالي به كارفرمايان تعلق مي گيرد و در شرايط ويژه اي وام، مستقيما به زنان خياباني داده خواهد شد.
دكتر <سيدحسن علم الهدايي> مي افزايد: زناني كه در مراكز بازپروري بهزيستي، دوران بازپروري خود را كه از شش ماه تا دو سال در نظر گرفته شده بگذرانند و كاملا ثابت شود كه اين افراد از اعمال گذشته خود دست كشيده و به زندگي عادي روي آورده اند، به كارگاه ها و كارخانه هاي مختلف براي كار معرفي مي شوند كه وام درنظر گرفته شده به كارفرما داده مي شود تا اين افراد را به كار گيرد.
وي خاطرنشان مي كند: دوران بازپروري اين زنان نيز دوراني است كه بايد به آن توجه شود، چرا كه اغلب اين زنان در دوران بازپروري با مشكلات ويژه روحي و رواني مواجه مي شوند، آنها احساس مي كنند كه تحقير شده اند و لذا فشارهاي روحي و رواني زيادي را متحمل مي شوند، به همين دليل و فقط براي اين منظور كه ما مطمئن شويم بعد از اين دوران، افراد دوباره به شرايط قبلي خود بازنمي گردند به جاي پرداخت وام به زنان اين وام را به كارفرما مي دهيم.
وي، درخصوص طرح اوليه بهزيستي و اعطاي وام به زنان خياباني تصريح مي كند: متاسفانه اين طرح به صورت نادرستي مطرح شد، تا حدي كه سازمان بهزيستي را به ترويج فساد محكوم كردند، درحالي كه از همان ابتدا هم ما عنوان كرده بوديم، به زناني اين وام تعلق مي گيرد كه دوران بازپروري را بگذرانند، البته بعد از بررسي هاي لازم، تصميم بر اين شد كه وام به كارفرما داده شود تا اشتغال زايي صورت گيرد. دكترعلم الهدايي، درخصوص تعداد زناني كه تحت پوشش اين برنامه قرار گرفته اند، اظهار بي اطلاعي مي كند و مي گويد: آمار دقيقي از تعداد اين زنان در دست ندارم، شايد در حدود دويست نفر، تحت پوشش اين طرح در سي مركز كشور قرار گرفته اند.
علت هاي ناديده گرفته شده
اين اظهارات درحالي است كه رييس انجمن مددكاري ايران در اين باره مي گويد: اعطاي وام به زنان خياباني، طرحي است كه هيچ پشتوانه مالي ندارد، ضمن اين كه چنين وعده و وعيدهايي نمي تواند در حل معضل زنان خياباني، به جامعه ما كمك مي كند. دكتر <مصطفي اقليما>، اضافه مي كند: دادن وام به زنان خياباني كه هيچ شغلي ندارند، چگونه صورت خواهد گرفت، در بسياري از موارد سازمان بهزيستي به دختران خياباني كه بعد از مدتي از مركز نگهداري بهزيستي مرخص مي شوند، پانصد هزار تومان وام براي اجاره مسكن مي دهد كه اين مبلغ هيچ دردي از آنها علاج نمي كند. وي تصريح مي كند: متاسفانه سازمان بهزيستي هيچ گاه به علت ها فكر نمي كند. زن خياباني يك معلول است و ما بايد به علت هاي به وجودآورنده چنين زناني توجه كنيم، زني كه شوهرش فوت كرده و حالا براي پرداخت هزينه هاي زندگي با مشكل مواجه است، چگونه مي خواهد به زندگي عادي بازگردد، يك ميليون و دو ميليون و سه ميليون چه دردي از او كه بايد هزينه زندگي را بپردازد و كرايه خانه بدهد، دوا خواهد كرد، آن هم با شرايطي كه خانواده هاي داراي سرپرست در زيرخط فقر زندگي مي كنند، جايگاه زن خياباني كجاست؟
به راستي سازمان بهزيستي چقدر بودجه دارد كه بتواند تمام زنان خياباني را تحت پوشش اين طرح قرار دهد، چقدر خوب بود كه چنين بودجه هايي صرف كارهاي بنيادي تري مي شد تا علت هايي چون عدم اشتغال، نداشتن مسكن و فقر از بين برود تا معلول هايي چون زنان خياباني و دختران خياباني بوجود نيايد.
دكتر اقليما مي گويد: متاسفانه پرداختن به حواشي است كه هميشه ما را از اصل مطلب دور مي كند، معضل زنان خياباني هم مانند معضل اعتياد است، در براندازي معضل اعتياد چه ميزان موفق بوده ايم كه حالا بخواهيم در جمع آوري زنان خياباني و جلوگيري از رشد روز افزون آنها موفق باشيم. شايد سازمان بهزيستي بتواند بيست نفر از اين زنان را تحت پوشش قرار دهد و يا حتي دويست نفر را، اما شرايط كنوني جامعه خود عامل موثري در افزايش تعداد اين افراد است، با شرايط بايد چه كنيم؟!
رييس انجمن مددكاري ايران، همچنين با تاكيد بر شناسايي علت ها در حل آسيب هاي اجتماعي مي گويد: زنان خياباني دو دسته اند؛ گروهي كه به دليل مشكلاتي مانند اعتياد همسر، فقر اقتصادي و ناداري به اين منجلاب كشيده شده اند و دسته اي ديگر زناني كه در باندهاي مافيايي كار مي كنند و به شكار دختران و زنان جوان مي پردازند. قطعا برخورد با اين دو دسته بايد متفاوت باشد.آنچه سازمان هاي حمايتي، مانند بهزيستي بايد به آن اهتمام كنند، ارايه طرح هاي كارشناسانه با رويكرد حذف علت هاست، چيزي كه خلاء آن در اين سازمان (بهزيستي) به خوبي احساس مي شود و به جاي مبارزه با علت هاي پديد آوردنده آسيب ها، با هدر دادن بودجه فقط به معلول توجه مي كنند.